أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
82
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
نيز تصرّف كرده و فرقهء باغيهء عثمان مضايقى هم مجبور به فرار شدند . حصار طايف نه به سطوت عسكريهء شريف غالب بل به واسطهء انقياد و مطاوعت اعراب بنى ثقيف مسترد گرديد ؛ زيرا وهابيانى كه در مكهء مكرمه مظهر عفو و امان شده بودند به اماكن خود نرفته و به رأى و تصويب سعود طرق و معابر را قطع مىنمودند . بناء عليه شريف غالب به قبايل بنى ثقيف كه در جوار طايف بودند شخصى را فرستاده و آنان را سپارش كرد كه به طايف هجوم كرده و آن طايفه را از حصار بيرون كنند و اموال و اشياء آنان را در ميان قبايل تاراج و قسمت نمايند . بدويان بنى ثقيف كه از مدّت زيادى اين قسم تاراج را آرزو مىكردند با بسيارى از قبايل اعراب اتفاق كرده قريتين سلامه و مثنى را كه در قرب طايف است محاصره و غارت كرده ، طوايف مضايقى را كه به آنها هجوم و دفاع مىكردند برگردانيده حصار طايف را ضبط و به شريف غالب خبر فرستادند . عثمان مضايقى از مغلوبيّتى كه در طايف دچار شد به كوههاى يمن فرار كرد ؛ ولى در آنجا بعضى حشرات فراهم آورده از طرف حسينيه و عبد الوهاب ابو نفط نيز كه از امراى طايفه سعود بود از طرف سعيديّه و سائره بلدة اللّه را محاصره نموده و مدت سه ماه تمام مكة الله را محصور ساخت . اگرچه در اثناى محاصره شريف غالب مكرّرا به ميدان رزم آمده و با وهابيان محاربت كرد ؛ ولى در هردفعه مغلوب شده مراجعت نمود . اهالى را هم قدرت تحمّل بلاى محاصره نمانده از فقدان ذخيره به درجهاى به ستوه آمده بودند كه چيزى نمانده بود همديگر را بخورند . در اين محاصره قحط و غلا آن قدر شدّت پيدا كرد كه يك وقيه نان پنج ريال فروخته مىشد ؛ و قيمت يك صد و چهل ( 140 ) درهم روغن دو ريال شد . با اين همه ديدن روى فروشندگان روغن و نان منوط به طالع و اقبال بود . در اواسط ايام محاصره سگ و گربه و كبوتر و بعدها به خوردن نباتات و برگ درختان مىگذراندند ، چون اينها نيز تمام شد به شرط اينكه احدى را ظلم و تعدّى نكند سعود را موافقت كردند كه داخل بلدة الله شود .